جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

دلتنگي هاي عاشقانه

    سلام شب خوش

    نميدونم چي بگم و از كجا شروع كنم برات

    از روزي كه برگشتي خونتون روز اولش تماس داشتيم باهم ديگه تو حتي يه پيام هم ندادي نميدونم چرا نميتونم به محل نذاشتن هات بي تفاوت بشم و چرا نميتونم نگران نباشم  و مثل بقيه رفتار كنم باهات 

    چند روزه خيلي اذيتم از اينكه خبري نيست ازت باز هم طاقت نيوردمو خودم دوباره بهت زنگ زدم كه گفتي جايي هستم خودم بعدا تماس ميگيرم

    زنگ زدي ولي من حال خوشي نداشتم چون با داداش بزرگم يه كم بحثم شد 

    رفته بودين مبل خريد كنين و قراره گواهينامه بگيري

    ان شالله كه تا برگردين گواهينامه ات رو هم گرفتي

    امشب كه باهات حرف زدم بهتر شدم كمي و فكرم اروم تر شد


    این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 29 تير 1395
    منبع
    برچسب ها : ,
    دلتنگي هاي عاشقانه

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر